میان ابرها سیر می کنم


هر كدام را به شكلی می بینم

                                     

       كه دوست دارم


می گردم و دلخواهم را پیدا می كنم

 

میان آدم ها اما


كاری از دست من ساخته نیست


خودشان شكل عوض می كنند

 

خداوندا وقتی لبخند می زنم و می دانم

 

که زیر این لبخند کوهی از غم و غصه انباشته

 

 گشته با خود می گویم خدایی هم هست

 

اما خداوندا پس کی به فریادهایم گوش می کنی

چیزی به فرو رفتنم نمانده ، چیزی به تمام شدنم نمانده ،

در سایه سنگینی که بر روی زندگی ام افتاده ،

وزش نابودی را می بینم

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

 

               طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم

 

PixDooni.Com Asheghane%20%20%282%29 عکس های عاشقانه با متن فارسی

چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟

معمولا" باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها

همیشه در همون دوران به سر می برند

 

********************

مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟

 

خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی!

 

دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟

 

خدا هم درجواب به این سوال احمقانه مرد پاسخ میده:

 

واسه این که تورو دوست داشته باشه!!!

         

من از هیچ کس گله ای ندارم. اگر کسی جانم را از من بگیرد، قلبم را

 از حلقومم بیرون آورد و دور بریزد، تمام عمر آزارم دهد، آتشم بزند،

 هر کاری کند، صبر می کنم. از او ناراضی نخواهم بود. او را بد

نخواهم دانست. به او بد نخواهم گفت. می دانم که انسان ها، دل ها،

اندیشه ها و زندگی ها همه بازیچه دست تقدیرند.

                              

زندگی دفتری از خاطره هاست؛
یك نفر در دل شب، یك نفر در دل خاك،
یك نفر همدم خوشبختی هاست
یك نفر همسفر سختی هاست،
چشم تا باز كنیم
عمرمان می گذرد، ما همه رهگذریم؛
آنچه باقیست فقط خوبیهاست ...

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه

تموم خطوط تلفن،تالارهای گفتگو و ایمیلها اشغال می شه....

همه جا پر میشه از این كه:

رنجوندمت،پشیمونم،منو ببخش

تو را عاشقانه می پرستم

مراقب خودت باش.

اما بین این همه پیام یكی تكون دهنده تره:

همیشه عاشقت بودم ولی هیچ وقت بهت نگفتم!

پس عشق و محبت را تقدیم آنكس كه دوستش داریم كنیم

شاید كه دیگر فردایی نباشد.

بخشندگی خدا...
 
    
خدایا...

عجب بخشنده ای هستی!

     آنوقتی که در دنیایی زندگی می کنم پر از منت،

                     ذره ای به رخم نمی کشی بخشندگیت را

                                           و من چه زود فراموشت
 می کنم...

    

بخشندگی را باید از آن کودکی آموخت که هر چقدر دلگیر باشد و هر
 
چقدر هم کینه به دل داشته باشد می بخشد، بی آنکه در چهره اش نه
 
اثری از خشم دیده شود و نه کینه. نه کلامی و نه ملامتی، نه سرزنشی
 
و نه زخم زبانی.
 
هر بار که آشتی می کند ما را به کشتی خود می برد و لبخندش زندگی
 
را معنا می بخشد.
 
کودکان جسم کوچکی دارند ولی دل هایشان خیلی بزرگ است.
 
مثل بزرگترها نیستند، انگار گذشت سال ها ما را بی گذشت می کند،
 
بی رحمی را فرا می گیریم و خطاهای دیگران، هرچند کوچک باشد تا
 
مدتها بر ذهنمان می ماند و در پس شکست هایمان همیشه انتقام نهفته
 
است تا آسوده شویم.
 

کاش بدانیم:
 
فقط یک بار شانس زیستن داریم.
 
پس عشق را همراه همیشگی زندگیمان کنیم تا دیر نشده است.

                               



شاید دیگر زندگی برایت معنایی ندارد و مثل گذشته ها
 زندگیت شیرین نیست.

  مثل آن روزهایی که ساعت ها به تماشای ابرها
 
می نشستی و به دنبال شکل های متفاوت بودی، یا به جستجوی
 
 سیاره ها و سفینه ها در شب به آسمان خیره می شدی و
 
 یا ساعت ها نظاره گر پرنده ها و حیوانات بودی بی آنکه
 
 خستگی بر تو غلبه کند.

 شاید در آن دوران کمتر بی حوصله می شدیم و لذت بیشتری از
 
زندگی می بردیم.

  هرچه بزرگتر می شویم نسبت به اطرافمان بی توجه تر
 
 می شویم و کمتر چیزی پیدا می شود تا توجه مان را
 
به خود جلب کند.

 ولی برای بازیافتن شور زندگی، لازم نیست کودک باشیم
 
 و به دوران کودکی بازگردیم، به آنچه نیاز داریم زنده
 
 نگه داشتن آن در وجودمان است; همان احساسی که
 
ساعت ها لبخند را بر لبانمان جاری می ساخت و به زندگیمان
 
هیجان می بخشید.این احساس، در وجود همه ما هست،
 
 اما شاید لایه ای از حزن آن را فرا گرفته است!

     

خدای عزیزم! چگونه شكر نعمات و محبت هایت را به جای آورم و چگونه بزرگی و کرمت را به قلم بیاورم در حالی که خود می‌دانی من کوچکتر از آنم كه بتوانم شكر مهربانی و بخشندگیت را به جای آورم و لیاقتش را داشته باشم.

خدای عزیزم خود می دانی لیاقت و ظرفیت لطف و محبتت را بیش‌تر از این نداریم و گرنه تو دریای مهر و رحمت هستی و در بخشش و مهربانی، تو را كاستی نیست و قطره ای که از محبتت بر ما روا داشتی تنها جزئی از اقیانوس بیكران محبت توست.

 خدایا! مرا ببخش، از آن كه چقدر دور هستم ز تو و هر بار که در مرداب های دنیایم غرق می شوم و سر بر دیوار بی کسیم می گذارم دوباره می شنوم که مرا می خوانی: غمگین نباش، دستت را به من بده و بلند شو، مواظبت هستم که زمین نخوری فقط دستت را از دستم رها نکن. ولی افسوس که دوباره مهر و کرمت را چه زود به باد فراموشی می سپارم.

پروردگارا! وجودت را سپاس که مرحم زخم های این دل شکسته ام هستی و خریدار اشک ها و بغض های لحظه های تنهاییم
;
همان لحظه هایی که در اوج بی کسیم تنها کسم هستی.

و اما خدای عزیز و مهربانم یقین را در لانه قلب ما آشیانه ده تا كه بر نیكی‌ها و زیبایی‌ها دست یابیم.

و

معرفتی در قلب ما قرار ده که قبل از سرزنش، هدایت کنیم و درس چگونه زیستن را بیاموزییم.

 
(نوشته ای از این قلب خسته)

        

مــــادرم!
روزهاست که انتظار این لحظه را می کشم تا ناب ترین و زیباترین کلمات را نثار وجود پاک و مبارکت کنم،
ولی افسوس
 کلمات حقیرتر از آنند که شایستگی بیان مهر تو را داشته باشند و کوچکتر از آنند که تجلی دهنده معنای حقیقی نگاه پر مهر تو باشند; نگاهی که به تمام هستی می ارزد.
مادرم باور کن چیزی در این دنیا نیست که لایق جبران و هدیه به محبت های تو باشد و باور کن هیچ چیزی در این دنیا نیست که تداعی کننده آغوش پر مهر تو باشد.

 

من به این مهر سکوت ؛ من به این

 

تاریکی ؛ من به ما ؛ من به فرسودگی

 

ذهن خودم

 

معترضم که چرا ...........

 

شوق آغاز مرا

 

و منی چون من را ز خودم دزدیدند


 

به کجا بر گردم ؟..............

 

حق برگشتن را زتنم دزدیدند..........

 .........................................................

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری

 

تو را دارد،

 

 نمی دانم نداشتن ات سخت تر

 

است یا تحمل اینکه دیگری تو را

 

 داشته باشد

 

...................

 

دلم را سخت می شکنی و آسان

 

 عذر می خواهی …

 

عادلانه نیست…



 





نترس

با لحظه ها حرف زده ام

قرار است خاطراتِ خوبمان را دست به دست

 کنند

...تا امروز

قرار است دوباره به یادِ هم بیفتیم

پیدایمان شود

باز هم حرف بزنیم با یک نگاه

...دستمان برسد تا عشق

باور کن

سکوتمان دست نخورده است هنوز

اینـ بـــار کــــه آمدیــــ

دستانتـــ را رویــــ قلبمـــ بـــگذار


تـــــا بفهمیــ اینــــ دلـ با دیدنـــــ تــو


نمی تپد ...میلـرزد


رفتنـــ بهــانه نمیـــ خواهــد ؛

بهـانهــ های مانـدنـــ که تمـامـــ شــود

کــافـیستــ ــ ـ

 عکس های زیبای عاشقانه و رمانتیک جدید | www.irannaz.com


براي دلم گاهي پدر ميشوم !

خشمگين ميگويم :

بس کن

تو ديگر بزرگ شدي !



رفـتـن...هـمـيـشـه اخـتـيـاري نـيـسـتــــ

آدمــ گـاهـي مـَجـبـوره ...

کـسـي رو کــه دوسـت داره ...آبـي پـشـتـــ ِ سـَرش بـريـزد ..

دُعـايـي بـرايـش کـنـد ...

و بـه دسـتــِ ...او ...يـي بـسـپـارَدَش کـه ...

شـده اسـتـــ هـمـه ي او ..



درونم غوغاست ...

ساده ميشکنم ...

با يک تلنگر کوچک ...
...
اين گونه نبودم ....

شــــدم ... !!


نقاشي اش خوب نبود

اما راهش را خوب کشيد

و رفت ...



از ما که گذشت

...

اما،

اگر در سرت "هواي خداحافظي" داشتي،

از همان ابتدا،

"سلامي نکن...

 لطفا !!!


مدتـــــهاســـــت،

دلـــــم شــــروعـــــی تــــازه میخـــــواهـــــد

تو بیـــــا ...

مـــــرا دوبــــــاره آغــــاز کـــــن ...



برای خودت زندگی کن...

کسی که تو را دوست داشته باشد

با تو می ماند...

برای داشتنت می جنگد...

اما اگر دوستت نداشته باشد

به هر بهانه ای میرود...!!!



گاهــی باید نباشــی ... تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه ... ؟!

اونوقته که میفهمی بایــد همیشه با کی باشی ....



دلم می خواهد بخوابم


مثل ماهی حوضمان...


که چند روزیست روی آب خوابیده است

normal love persianv com %2810%29 تكه متن هاي كوتاه عاشقانه و رمانتيك همراه عكس
آهای ِ روزگار !!

برایم مشخـــص کن

اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی

می خواهـــم رقصــم را با سازت

 

 

هماهنگ کنم … !!